dfdsf

ღ♥ღ شعر شبستان ღ♥ღ - مطالب بهمن 1390

ღ♥ღ شعر شبستان ღ♥ღ

▒۩๑۩۞۩๑۩ باطنم اظهار عجز میكند كه ظاهر دستی بگیرد ولی اثر نمیكند تا درون اخر بمیرد ۩๑۩۞๑۩۞▒

**چهره ی خاكی**

های......نگویم كه ندانم برهان این پیچش كجاست



گمگشت  سایه ی روشن معنویت


پر  چشم و دل


حلق من لبریز زهر دنیوی


تعویض شد ایا این بجاست


شعر من با زهر هیچ ساز نشد


واژه ای روحانی


شعر عرفان با غمم لاینفك شد


ته كشید عارف و سر رفت حلق من


نمانده ردی  ز موسیقی  بی خود شده ی می مخورده ی


 مقوله ی مصاف در گیتی



تو بگو ز برق و جلا جز نما

چه دیدی


به خاكین چهره ی بی ره ی نا كجا رسیدی




+ نگارش در شنبه 29 بهمن 1390 تــایــم11:19 ب.ظ شاعر ___| نظرات()

dfdsf

ﱢﱟﱞﱡ۩ﱡﱞﱟﱢ غم اندر غم ﱢﱟﱞﱡ۩ﱡﱞﱟﱢ



نیست مستمعی !!دل شنونده ای


گریه هایم دم از شادی نمیزنند

تجسم زخم
گذشته


اشكهایم  فریاد عشق را نمیزدند

وای ستیزه ی از یاد نرفته




موهای افشانم ت
صویر پریشانی بود



تداعی اشكال بهم ریخته


روان الایش من


اندر این ف
ضا دگر رفتنی بود




میروم كه شاید


اتش دلم را روفته



روحم را شسته



سزای گنهم


این كوكب تقدیر من



پرتو روشنی نداشته



سایبان هستی ام در هم شكسته است




ذكر لا حول ولا ....در دلم اقامت كرده است



حبیبم مددی



خد
ایا اعجاز من مرگ است



جانم را نگیرند تو جانم را .. تو روحم رابگیر


فراز همشان ننگ است



تا بدین جا دوام اورده ام



چه
مجدی... چه دلیر


نمیدانید... حواله ام چیز دیگیریست


تو بگو در میان مستان من چه كردم


چشم بسته بی هدف


آه ..  همه كار كردمو هیچ نكردم


درین بادیه


اندرین دیار غربت


سر
گردانم


غریب كشی میكنند


اوای فراقو ب
ی كسی میخوانم


+ نگارش در شنبه 29 بهمن 1390 تــایــم01:37 ق.ظ شاعر ___| نظرات()

dfdsf

۩۞۩ بن بست ۩۞۩

طرق از بن ببست



لحظات قدر برفت


كارم از كار گذشت


بی تفاوت فراموش بشد


آه...تیر بر قلبم نشست


گنهم را میخرید


سرشتم می برید


دشمنی...می درید


دریغا ...همه هنگام عقل از سرم پرید


یادت است گفتی:


اشكی از چشمی فرو ریخت سرازیز بشد

 
هیچ نشد


كیفریست....بكش


درد بكش


تو را در این دنیا و ان دنیا همین است


سرشت




+ نگارش در پنجشنبه 27 بهمن 1390 تــایــم06:25 ب.ظ شاعر ___| نظرات()

dfdsf

☼❤☼وسعت ابری☼❤☼

اشفته... ارام نبودم


نویدی از تو رسید تسكینی نشد

همچنان پریشان میبودم

بیتاب و قرارم

تا به لحظه ی دیدارت

دلم فكر هوایت

به اخر... اسمان را هم گریه انداختی


به یاد ار از گذشته

شب جدایی

اری وقتی بدون مایی

همراهی اسمان به اهنگ باران

ز چشمان ...اشكهایی

اسمان ... قطره هایی

باهم جاری شدند


درنبودنت گریستم گفتم حاكی عشقی دگری

بعد از نویدت .....به اسمان نگریستم


در غیابت اسمان همدردیم میكرد

ابری بود ولی گریه نكرد


بعد از بودنت اسمان گریه میكرد

چرا؟

سپهرا ... به حال من میگریی؟

ای وسعت ابری

منكه تو را دیدم گریستم


***




+ نگارش در جمعه 21 بهمن 1390 تــایــم01:45 ب.ظ شاعر ___| نظرات()

dfdsf

♥♥كور بخت♥♥

ندیده ای مرا


زرق زریح و برق دیدگانم


به هم نبوده


لكن این حس تقریب و غریب


چگونه؟


میشود تكین دلبرده ی مرا



رحم آر


نوری به سرم ناز بكش


مهربان یار


منم مارال


چو غزالی یاد كن

دستی به سرش


خدا را خدایی كن كه مهربان مولا



عنایتی كور بخت مرا سایه كند



+ نگارش در پنجشنبه 20 بهمن 1390 تــایــم08:20 ق.ظ شاعر ___| نظرات()

dfdsf

***دمیده روح***!!!

تو ای سنگین سنگ صبورم
...

گریه كردم  كه تو اشكامو ببینی


گریه كردم كه بدونی


تو فقط عزیزترینی


نه نمیبینمت ولی دلم روشنه


كه تو دستمو میگیری


تو مثل من منو میخوای


اما اشكارا نمیگی


بگی نگی فرقی نداره
 

روح تو به من دمیدست


شایدم


من از الانم مال تو ام خبر ندارم


شاید..........................!!!




+ نگارش در سه شنبه 18 بهمن 1390 تــایــم12:47 ق.ظ شاعر ___| نظرات()

dfdsf

******خمار خزون******

قلب خسته ی من  در بر اسمونه


شمع نابود دلم خودشو نمیسوزونه


چشمای خیره شب توی اسمونه
 


ستاره تا ستاره تو كهكشون یكی یكی شمرده
 

چشمای بی سوی من خمار این خزونه



خزون كه دید چشمای من عاشق اسمونه


بی صدا وبی خبر رنگو رو زرد

 
رفتو رفت


گفت همه جا اسمون كه هست


 اینجا رو نباید چون من نشست

 
وقتی كه دل یارم از بغض و حرفم لرزید


با خود گفتم تو دلش یعنی به حرفام خندید

كاشكی هنوزم اهنگ و ترانه ی قبلی بود


كه تو دلم سوزشو شعر غمی جا نبود
 


میشه برای پرواز


اره یه اهنگی نواخت


كه توی این غریبی


جز اسمون نبینی


ابی* فیروزه ای*نیلی* لاجوردی*


رنگش ارامش - وسعتش معنی ازاده داشت


به غیر از اسمونو اخم پاییز


چیزی ندارم


 تو این شعر غم انگیز


***
***
***



+ نگارش در دوشنبه 17 بهمن 1390 تــایــم04:26 ق.ظ شاعر ___| نظرات()

dfdsf

***



+ نگارش در یکشنبه 16 بهمن 1390 تــایــم07:57 ق.ظ شاعر ___| نظرات()

dfdsf

ஜஜஜஜراه دورஜஜஜஜ

ذره . ذره خون انتظار دلمو فرا میگیره

باز توی دلم اشوب میكنه دوباره

اشكای دوری بین دلمون یه راه نزدیك میذارن

كاشكی همیشه این یكی راهو برامون باقی بذارن



اگه كه جدی

راهی غیراز این نباشه باید بدونی

گریه و زاری همیشه كار من میشه



هفت خانو رد كن

غصه رو سد كن

شعر شب انتظار بمون تو دلم مثل یه فصل بهار

اگه غمگین بشی



الهی كه اصلا نشی

میدونی با من غمگین تر میشی


بیا كه با تو من عشقو میسازم


 میخوام با تو فقط دلمو ببازم

...



+ نگارش در جمعه 14 بهمن 1390 تــایــم05:29 ق.ظ شاعر ___| نظرات()

dfdsf